على محمدى

88

شرح اصول استنباط ( فارسى )

اهم است تا معينا فعلش را انجام دهيم و جز خدا كسى از آن آگاه نيست با اين حساب ما چگونه مىتوانيم بگوئيم دفع مفسدهء اين حرام محتمل اولى است از جلب منفعت همين واجب محتمل ؟ خير شايد بالعكس باشد يعنى جلب منفعت اولى باشد از دفع مفسدهء احتمالى و شايد در واقع هيچكدام از ديگرى اولى نباشد . مثلا در امور عرفيه گاهى هست كه دوران بين مفسده و مصلحت است و هردو مساوىاند يعنى داروئى است اگر انسان بخورد بطور مساوى احتمال مىدهد كه براى فلان مرض مفيد باشد ولى به همان اندازه احتمال مىدهد كه براى فلان مرض ديگر مضر باشد يا مرض ديگرى ايجاد كند كه تفاوتى به حال وى ندارد اينجا نمىگويند دفع مفسده اولى است از جلب منفعت يا بالعكس و گاهى هست كه دفع مفسده اولى از جلب منفعت احتمالى است مثل اينكه اگر اين دارو را بخورد احتمال مىدهد كه فلان مرض او بهبودى يابد و منفعت دارد ولى از آنطرف احتمال هم مىدهد كه خوردن فلان دارو يك مرض سخت‌تر و شديدترى را بياورد در اينجا عقل و عقلا مىگويند از خير مصرف اين دارو بگذر و دفع مفسدهء محتملهء اقوى اولى است از جلب منفعت محتمله اضعف . و گاهى هست كه جلب منفعت اولى از دفع مفسده است مثلا داروئى است كه احتمال مىدهد كه حيات وى به او بستگى داشته باشد و اگر نخورد مىميرد پس واجب است بخورد از آنطرف هم احتمال مىدهد كه اگر بخورد فلان ضرر را داشته باشد پس حرام است حال دوران بين وجوب و حرمت است ولى عرف و عقلاء جانب استعمال را ترجيح مىدهند و مىگويند بخور تا مبادا در اثر ترك آن بميرى حالا اگر خوردى يك ضررى هم مىآورد آن در مقايسه با حفظ جان مهم نيست و جلب